اجتماعی

کم و کیف یک سرقت اعیانی در سعادت اباد

در جلسه رسیدگی به این پرونده که دیروز در شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدی کشکولی و با حضور یک قاضی مستشار برگزار شد ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند .

وی گفت : آرمان و محمد رضا و همدست فراری شان به نام پژمان متهم هستند اواخر سال ۹۷ به دو خانه در سعادت آباد دستبرد زدند و تعداد زیادی فرش ، تابلو فرش و یک دستگاه تلویزیون دزدیدند . آن ها در جریان درگیری با یک شاهد وی را نیز از ناحیه کتف زخمی کردند . اکنون با توجه به مدرک های موجود در پرونده برای شان اشد مجازات را می خواهم .

سپس نخستین مال باخته در جایگاه ویژه ایستاد و گفت : من به مهمانی رفته بودم. وقتی به خانه برگشتم متوجه شدم به خانه دستبرد زده شده و پنج تخته فرش نفیس و تعدادی تابلو فرش از خانه مان دزدیده شده است. من تقاضای رد مال دارم .

دومین مال باخته نیز گفت : از خانه من فرش و تلویزیون سرقت شده است . من هنگام خروج دزدان از خانه با آن ها روبه رو شدم و با فریاد از عابران کمک خواستم . دزدان در حال فرار بودند که یک عابر پیاده که متوجه ماجرا شده بود آن ها را تعقیب کرداما دزدان با شمشیر به او حمله کردند.

سومین شاکی عابری بود که از ناحیه دست مجروح شده بود. وی گفت: وقتی فریادهای کمک خواهی مرد صاحبخانه را شنیدم به تعقیب دزدان رفتم اما یکی از آن ها با شمشیری که در دست داشت به کتفم زد و مرا به شدت مجروح کرد. من به هیچ قیمتی اعلام گذشت نمی کنم و برای دزدان اشد مجازات را می خواهم .

سپس محمدرضا در جایگاه ویژه ایستاد و گفت : من در دزدی ها راننده وانت بودم . در ماشین می نشستم تا آرمان و پژمان اموال سرقتی را به داخل ماشین منتقل کنند .در اولین سرقت داخل ماشین بودم که پژمان چندین تخته فرش را داخل وانت گذاشت. صبح روز بعد من فرش ها را با ماشین به ترمینال بردم و پژمان و همسرش فرش ها را بار اتوبوس کردند و با خود به کرمانشاه بردند، تا آن جا آن ها را بفروشند. قرار بود پول های فروش فرش های نفیس را بین خودمان تقسیم کنیم اما پژمان پولی به من نداد و دو ماه بعد دستگیر شدیم.

وی ادامه داد: پژمان فقط بعد از فروش تلویزیونی که از دومین خانه سرقت کرده بودیم ۱۵۰ هزار تومان به من و آرمان داد. من قبل از این ماجرا به تازگی با همسرم عقد کرده بودم اما وقتی همسرم متوجه ماجرا شد از من طلاق گرفت .من ماشینم را که تنها دارایی ام بود به عنوان مهریه به همسرم دادم.

سپس آرمان روبه روی قضات ایستاد و گفت: اتهام شرکت در دو سرقت را قبول دارم.ما از این سرقت ها پول زیادی به دست نیاوردیم .فرش ها را پژمان با خودش برد و حالا هیچ نشانی از او نداریم .